یه شعر از مریم حیدرزاده که کارشو خیلی قبول دارم
هیچکی از رفتن من غصه نخورد / هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت / بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت / وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه / پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت / هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود / آسمون خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر / که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من / همه آرزوهاشو باخته بود
چهره هیچ کسی پژمرده نبود / گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم / همه شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت / وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه / پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
دوتا شعر جالبم بود که دوست دارم بنویسم که یکیش رو محسن چاوشی خونده
چی بگم از کجا بگم...حرفمو با کیا بگم...."از عشقی که گم شد و رفت...عاشق مردم شد و رفت" ... عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
خسته شدم انقد این دو تا خط موازی جلو چشام رژه رفتن و بهم نرسیدن
دوس ندارم اینجوری بشه ولی...
ما بهم نمی رسیم آخر بازی همینه...آخر عشق دو تا خط موازی همینه
راستش زیاد وقت ندارم و فعلا به درسا می رسم... تا این کنکور ما هم تموم بشه...
امروز تقریبا آخرین روزی بود که تو دانشگاه کلاس داشتیم....حس بدی داشت...
امیدوارم.....هیچی ....همه موفق شن...همههههه
این دو تا شعر رو نوشتم چون مناسب حال و وضعیتمه....
یه پنجره با یه قفس یه حنجره بی هم نفس / سهم من از بودن تو یه خاطره است همین و بس
تو این مثلث غریب ستاره ها رو خط زدم / دارم به آخر می رسم از اون ور شب اومدم
یه شب که مثل مرثیه خیمه زده رو باورم / می خوام تو این سکوت تلخ صداتو از یاد ببرم
بذار که کوله بارمو رو شونه ی شب بذارم / باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
داغ ترانه تو نگات شوق رسیدن تو تنم / تو حجم سرد این قفس منتظر پر زدنم
من از تبار غربتم از آرزوهای محال / قصه ی ما تموم شده با یه علامت سوال
بذار که کوله بارمو رو شونه ی شب بذارم / باید که از اینجا برم فرصت موندن ندارم
* * *
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه / دوباره این دل دیوونه واسه ت دلتنگه
وقته از تو خوندن ستاره ی ترانه هام / اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه
بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم / با تو اما می رسم به قله ی آوازم
اگه تا آخر این ترانه با من باشی / واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم
با یه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره / نذار از نفس بیفتم تویی تنها راه چاره
آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره / این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره
تویی که عشقمو از نگاه من می خونی / تویی که توو طپشه ترانه هام پنهونی
تویی که هم نفس همیشه ی آوازی / تویی که آخر قصه ی منو می دونی
اگه کوچه ی صدام یه کوچه ی باریکه / اگه خونم بی چراغه چشم تو تاریکه
می دونم آخر قصه می رسی به داد من / لحظه ی یکی شدن تو آینه ها نزدیکه.
خیلی زود گذشت...خیلی....همیشه تو روزا و لحظات آخر ای کاش رو زبونامونه! ولی ای کاش که نبود
از حق نگذریم ..کاش میشد امسال بهتر استفاده می کردیم و چه بهتر میشه اگه از اشتباهات درس بگیریم و به فکر سال دیگه باشیم....امسال سال خوبی نبود برام!کاش میشد زمان رو به عقب برد تا دوباره کارایی که می تونستیم و نکردیم رو انجام می دادیم و کارایی که نباید می کردیم و انجامش دادیم رو .........
ولی حیف....بهتره از همین الان به فکر سال دیگه باشم و باشیم تا آخرای سال دیگه مث امسال ای کاش نگیم...کاااااااااااااااااش
پارسال خیلی به این وب می رسیدم ....شده بود روزی دو بار آپش می کردم ولی الان.....با این که روزی ۱۳ ساعت پای نتم..آخرین آپم مال یه ماه پیش و ولنتاینه!
شاید حرفام تموم شدن...شاید.......شا.................ید
ولی امسال با همه ی بدیاش خوبی هایی هم داشت...که مهمترینش این بود که توش بیشتر از یه سال بزرگ شدم....و تو یه زمینه اشتباهاتمو از بین بردم
هر چند شایدنتونم اشتباهاتی که کردمو درستش کنم ولی همین که ازشون درس گرفتم خودش خیلیه!زندگی ما آدما همینه....همیشه همین بوده و می مونه...مهم اینه که همیشه از اتفاقای بد درس بگیریم و اتفاقی خوب و فراموش نکنیم ....
کم کم می خوام حرفامو تموم کنم..این آخر سالی واسه همتون که تو این یه سال با هم بودیم و با هم دنیایی داشتیم سال خوبی آرزو می کنم و امیدوارم که امسال به همه ی کاش هاتون برسین
واسه خودم دعا می کنم تا امسال که سال آخر کاردانیمه بهترین سال زندگیم باشه
خدا خودش می دونه چی ازش می خوام..من همه ی تلاشمو کردم و می کنم و خواهم کرد...بقیش دست خودشه و خودش....
و در آخر واسش دعا می کنم تا به همه ی ارزوهای قلبیش برسه و بزرگ باشه همونجوری که می خوام
کسانی را که تو را دوست دارند دوست بدار ..........
کسانی که تو را دوست ندارند دوست بدار ممکن است آنها تغییر کنند..........
بالا تر از همه خودت باش!!!!!!!
خوشبخت باش و زندگی خوبی داشته باش .
و هرگز هرگز هرگز ریسمان "امید" را رها مکن
چه حس خاصیه نوشتن تو این لحضات آخر..خیلی خاص
خدایا...( ) اینم آرزوم که خودش خوب می دونه...خودت کمکم کن
امید که سال دیگه هم با هم باشیم....سال نوتون مبارک....
حرف آخر.........کاش همه ی کاش ها یه روزی به حقیقت برسه
خداحافظ به رسم ما / خداحافظ همین حالا
یا علی
این پست پارسالم بود.
............................................................................................................................
یه روز از ولنتاین گذشت
حیف.............................................
واسه این که گذشت نمی گم....این که چرا اینجوری گذشت..............میشد.................بگذریم
-من و تو اگر تا آخر عمر عاشق باشیم و بهم نرسیم عیبی نداره....مهم اینه که بفهمیم عاشقیم و حس هر دویمان یکیست...............عشق را باید فهمید...باید انرا درک کرد...ولی اینو بدون.....
عشق یه طرفه اصلاوجود نداره
امروز هدیه ولنتاین رو گرفتم...اونم چه هدیه ای......!!باورم نمیشد....خدا جون : ......باشه....بازم مثل همیشه ضد حالو زدی....چی بگم دیگه که هیچی نگم بهتره.....کاش هیچ وقت ولنتیان نمیشد...هیچ وقت....
......................................................................................................
تو این یه سال دقیقا ۳۰ تا پست نوشتم که هر کدومشون واسم دنیای خاطرس .... عادت دارم پستام متناسب یا سری اتفاقات بوده ....همشون با یه اتفاق بوده ....چه خوب و چه بد...
"سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب زخمي برات
يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کني هنوزم دوستش
داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد
کني اما حتي نتوني ........ به چشماش نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه
قلبت دوستش داري اما ببيني چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس .... تمام
روزهايي که تنها بودي..."
حرفای این پستوم با جمله ی مورد علاقه ی خودم تموم می کنم ....فقط امیدوارم ولنتاین سال دیگه.......................................................................................بگذریم!
هیچ وقت تو زندگیت ناامید نشو حتی اگه همه ی دنیا جلوت وایساد ...چون همیشه یکی هست که هواتو داره ....یادت باشه ...............
در انتهای کوچه ی بن بست هم راه آسمان باز است
امید که سال دیگه فقط یه جالی خالی قلب رو تو پستم نذارم..........
یا علی.......................................................................
اینجا غروب نازنین دنیا دروغه نازنین
تو شهر غربت زندگی چه بی فروغه نازنین
رنگین کمون اسمون قناریهای بی زبون
لحظه سخت رفتنه از عاشقی دل کندنه
پرنده های بی قفس همه اسیرند مثل من صدای خوندن ندارن
وقتی که تنهایی میاد ستاره ای در نمیاد امید موندن ندارم
خسته شدم از روزای بی کسی ای همصدا پس کی به دادم میرسی
تو غربت شهر فرنگ کاغذی
شهر من اون شهر دیگست ستاره هاش رنگ دیگست
خورشید و ماهش اشناست خورشید و ماهش اشناست اونجا یه دنیای دیگست
خش خش زنجیراش میاد گریه شبگیراش میاد
اما صدای عاشقی از سوی کوچه هاش میاد
اینجا غروب نازنین دنیا دروغه نازنین
تو شهر غربت زندگی چه بی فروغه نازنین
راس میگه..........دنیا دروغه نازنین........درووووووووووووووووووغه
فقط نذار عشق هم دروغ باشه نازنین.........نذار
راست میگن : "این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
این چه شمعیست که جان ها همه پروانه ی اوست"
تو روزای آخر محرم بالاخره قسمت شد و یه دو سه روزی برگشتم به شهر و دیار خودمون ...اونم بعد یه سه چهار ماه بالاخره دو سه روز درست و حسابی تو شهر خودمون بودیم!!
هر چند امسال محرم و تاسوعا و عاشورا مث هر سال نبود ولی با این حال باز هم میشد تو گوشه گوشه ی شهری که معروفه به نداشتن مهر و محبت و صفا ...قشنگی یه چیزایی رو با چشات ببینی ....
کوچیک و بزرگ ....مرد و زن ....پسر و دختر....چه اونایی که خیلی صاف و ساده بودن.....چه کسایی که میشد راحت به سر و وضعشون گیر داد(اصلا یکیش خودم!!!!!!!!!!!!!) چه صادقانه واسه آقاشون اشک می ریختن و دیدن این صحنه ها واسه من و امثال من که لیاقت دیدن مقبره شو نداریم چقدر قشنگ و با حال و صفا بود....باور کنین با دیدنش یه حس قشنگی به آدم دست میده...بعضی وقتا با خودم فکر می کنم می بینم فقط یه لحظه فکر کردن به فلسفه ی عاشورا می تونه چقدر آدما رو منقلب کنه که حتی تو این هوای سرد واسه عزاداری آقاشون بیان بیرون...کاش همه ی ما می تونستیم به جای عزاداری خشک و خالی یه کمی به فلسفه ی عاشورا فکر کنیم.... به این که ما چرا داریم هر سال این ده روز رو عزاداری می کنیم ....اصلا چرا امام حسین عاشورا رو رقم زد....به قول یکی : عاشورایی که یک روز نبود بلکه یک تاریخ بود ....ولی هنوزم که هنوزه داره به اون شعر بالایی فکر میکنم که این حسین کیست که ......
خدایا بزرگیتو شکر................بذار اینو بگم که تو دلم مونده ..........
فقط خودش.......فقط همین...........
حسِ غريبي است دوست داشتن ....و عجيب تر از آن است
دوست داشته شدن...وقتي ميدانيم کسي با جان و دل دوستِمان دارد ..
ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش ميگيريم .
هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر ....هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحمتر .
تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه ....اينگونه به گوشِمان خوانده شدهاند ......تصويرِ مجنونِ بيدل و فرهادِ کوه کن ......نقشهايِ آشنايِ
ذهنِ ماست . .......و داستانِ حسرتِ به دل ماندن زُليخا به پند و اندرز ،
آويزه ی گوشِمان شدهاست .....يکديگر را ميآزاريم ......ياد گرفتهايم
که معشوق هر چه غدارتر ، عاشق شيداترست . ....و عاشق هر چه
خوارتر شود ، عشق افسانه ی ماندگارتري خواهد شد .
به خاطرتجربه ی عشقي سوزان ، آتشي به پا ميکنيم و عاشق را در خرمنِ نامهرباني و بياعتنايي به مسلخِ جنونِ عشق ميفرستيم .
چه باک ؟!هر چه بيشتر بسوزد ، خوشترشعله هايِ سرکشِ آتش
سر مستِ مان ميکند ......عيشِ مان مدام و حالِمان به کام :
وای چه خواستني ام من...!
هر چه زجرش ميدهم ، خم به ابرو نمي آورد !....هر چه نا مهربانم ،
او پر مهرتر نگاهم ميکند !....چه دلبرانه بيدلش کردهام . ميرانمش ،
با مهرِ افزون تري بسو يِ من باز ميگردد . .....خوارش ميکنم ، او به
زيباترينِ نامها ميخواندم ......بيوفايي ميکنم ، صبورانه ستايشم ميکند .
به بندش ميکشم ، پروازم ميدهد.....بيچاره ! چه بيدلانه دلبريام را
خريدار است... بازي ميدهيم و به بازي ميگيريم....بازي ميکنيم و به بازي نميگيريم...با گامهاي سُربيِ بيرحم ، از روي هيکل رنجورش رد ميشويم
و از صداي شکستنِ قلبش زيرِ پاشنههاي آهنينمان سرخوشانه لذت ميبريم...
غافلانه سرخوشيم و عاجزانه ظالم ؛و عاشق ، محکوم است به مدارا،
تا بينوا را جاني و دلي هنوز ، مانده باشد...اگر جان داد ، شور عشقمان
افسانه ديگري آفريدهاست......اگر تاب نياورَد ، لياقتِ عشقمان را نداشتهاست.
و چه خوشتر که اين همه را تاب آورَد ، بازيچه ی همواره ی راميست ،
خفتِ بازيِ عشق را.
********************************************************
راستی ! ماه محرم و تسلیت می گم...... کاش میشد تو این ماه....هیچی بگذریم
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

من اگه نباشم
من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه راس بگو من که نباشن اخمای پیشونیتو کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه؟
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره کی میاد دنبال تو تو رو به خورشید ببره کی میره اما همیشه با توئه واسه ی خاطر تو که می ره پشت پنجره؟
من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو میپرسته کی برات میمیره کی نمیشه خسته کی تو رو می ذاره رو دو تا چشماش کی اگه نباشی میگیره نفسهاش من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم......
....................
من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو تو خودت داور میدون شو بگو کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی کی میاد سراغ رویا تو شبای مهتابی کی بیداره تا تو خوابت ببره کی قایم میشه توی ابرا که راحت بتابی ؟
من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو میپرسته کی برات میمیره کی نمیشه خسته کی تو رو می ذاره رو دو تا چشماش کی اگه نباشی میگیره نفسهاش من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم من اگه نباشم......
..................
پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند
دشت ها آلودست... در لجنزار گل لاله نخواهد رویید ... در هوای عفن آواز پرستو به چه کارت آید ؟ فکر نان باید کرد و هوایی که در آن نفسی تازه کنیم... گل گندم خوب است... گل خوبی زیباست...
ای دریغا! که همه مزرعه دلها را علف کین پوشاندست... هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست و کسی فکر نکرد که...................
چرا ایمان نیست
و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست
این شعرو جمله ها به نظرم قشنگ بود
بخونینش.......راستشو بخواین این که می گم حرفی
ندارم نه این که واقعا حرفی نداشته باشم
دارم خسته میشم....باید یه چیزایی رو به خودم ثابت کنم
وقت رفتن :
وقت رفتن نمیخوام ببینمت/ میدونم ببینمت کم میارم
اگه یک لحظه فقط نگام کنی/ دلمو پشت سرم جا میذارم
اگه خونسرده نگام به دل نگیر/ دل تو یه روز ازم خسته میشه
اگه اسممو فقط صدا کنی/ راه رفتن واسه من بسته میشه
وقته رفتن نباید گریه کنی/ اینجوری دلم واست تنگ نمی شه
میدونم هر جای دنیا که باشم/ تو دلم عشق تو کم رنگ نمیشه
اگه خونسرده نگام به دل نگیر /دل تو یه روز ازم خسته میشه
اگه اسممو فقط صدا کنی/ راه رفتن واسه من بسته میشه...
هر آدمي براي نوشتن يه بهانه داره. يكي به اين بهانه مينويسه كه ديگري بخونه، يكي براي اين مينويسه كه دلش سبك بشه، يكي براي نشون دادن استعدادش مينويسه، يكي مينويسه كه فقط نوشته باشه، يكي مينويسه كه جنجال درست كنه، يكي مينويسه تا دوستي برقرار بشه، يكي مينويسه كه از دلتنگي دربياد، يكي مينويسه كه ... . هركس يه جور نوشته رو دوست داره. هر كس وقتي مينويسه، دوست داره يه نفر بخونه. بيشتر آدمها دوست دارند بنويسند كه درد خودشون را به همه بگويند و خودشونو خالي كنند ......... از غم تنهايي و دلتنگي و .....
بی هیچ مقدمه ای بخونینش
"""""""" خدا رو میخام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو میخوام نه واسه مشکل وُ حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم وُ بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسۀ زیبا و زشت
خدا رو میخوام نه واسه خودم که باشم یا برم
خدا رو میخوام نه واسه روزای تلخ آخرم
خدا رو میخوام نه واسه سکه و سکو یا مقام
خدا رو میخام که فقط،تو رو نگه داره برام !
خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون
عاشق بودنُ یادم دادهخدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشقُ تنها نمیگذاره
خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه
خدا رو دوست دارم واسه اینکه من همیشه با توام
خدا رو دوست دارم که
میدونه ؛من عاشق توام
. ...........
به فکرم رسید همین چند نقطه رو بذارم اپ جدیدم ولی نحوه ی برخوردا راجع بهش خیلی جالب بود .
به یکی گفتم... میگم تا شما هم بدونین آخه می دونین چیه ؟ تو این چند تا نقطه ی ساده یه
دنیا حرف پنهونه .......یه دنیاااااااااااااااااا....اندازه دلای بزرگ ....حرفایی که می تونیم بزنیم و
نمی زنیم .......و شاید مث یه بغض تو گلومون گیر می کنه و تا خفمون نکنه دست از سرمون
ور نمیداره............اره تو همین چند تا نقطه ی ساده ، این دنیای نامرد و پست پنهونه که تا ما
رو به زمین نزنه بی خیالمون نمیشه....تو همین چند تا نقطه ی ساده نامردی و نارفیقی
دوست و رفیقایی پنهونه که از اسم قشنگ دوستی فقط کلمشو یاد گرفتن و موقعش که
برسه .......................بازم صد رحمت به دشمن.......تو همین چند تا نقطه ی ساده عشقای
ناتموم باقی مونده که همه یه جورایی گرفتارشن .........تو همین چند تا نقطه ی ساده غرور و
خودخواهی یه سری از ادما پنهونه.......... که کاش میشد از بین بردش تو همین چند تا نقطه
ی ساده دو رویی زندگی پنهونه که موقع خوشیات اون روشو بهت نشون می ده تا یه ضد حال
اساسی بهت بزنه............و قشنگترش اینه...........
تو همین چند تا نقطه ی ساده یه دله چشم براه پنهونه که
منتظر اومدن یه نفره تا بیااااااااااااااااااد.......
و تو همین چند تا نقطه ی ساده یه دنیا حرف پنهونه که نمیشه زد پس بذار این چند تا نقطه ی
ساده .....همین چند تا نقطه ی ساده بمونه چون دیگه کم کم داره از عصبانیت اشکم در می
آد
نمی دونم بگم یا نه ؟.........لعنت به همین چند تا نقطه ی ساده
سلام به بر و بچ عزیز
دیروز یه روز خاص بود.....فقط همینو می گم............چون به
خودم قول دادم دیگه ...........فقط خوشحالم
امیدوارم همیشه تو زندگیش موفق باشه....همین
خواستم بگم فقط منو ببخش اگه .............![]()
نمی دونم چی شده و چرا؟ فقط منو ببخش..........خواستم واست سورپرایز شه ولی .........![]()
می بخشی که به خوش سلیقگی تو نیستم![]()
![]()
فقط می گم دوست دارم.............تولدت مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک![]()
![]()

چند وقت بود ازش فاصله گرفته بودم یه چند تا عکس فوق العاده است
این دفعه ی اوله که ازش عکس می ذارم ....بی مقدمه.... راستی!نظر سنجی یادتون نره!!













گریه می کنم فقط واسه تو ولی دیگه نه واسه خودم....دلم گرفته بود گفتم صدات بزنم مگه همینو نمی خوای ؟هان؟همینو می خوای.... دوست دارم ....خدا جون داری اذیتم می کنی که بخونمت ......
صدات بزنم؟مگه همیشه نمی زدم ؟من دارم تاوان کدوم گناهمو پس می دم...نه نه نمی خواد بگی انقدرررررررررررر زیاد بوده که ....اره خیلی زیاد .....دلم می خواد ...دلم می خواد ....فقط همینننننننن
به خدا من به یادتم خدا....مگه میشه از یادم بری اگه یه زمان کوتاهی صدات نمی کنم واسه این نیست که فراموشت کردم نه به خدا فقط همینننننننننن
احسانیت همیشه به یادته....دوووست دارم یه ذره دوسم داشته باش
نکنه خدا جون خیلی دوسم داری که داری این همه اذیتم می کنی فدای تو .....فقط همیننننننن
ولی یه چیزیو بگم برم .....مگه من کیم؟من شاید نتونم ....شاید فقط همینننننننننننننننن
می شنوی خدا تو رو به این ماه عزیز قسم منو ببخش منو ببخش منو ببخش فقط همیننننننننننننن
حرف اخر:نمی گم مشکلمو تموم کن نهههههههه چون اونجوری شاید یادم بری ولی .....شاید نتونم تحملش کن شاید فقط همیننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
شب قدره خدا.......یا علی...................فقط همینننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
هیچ حسی نباشه ، هیچ عشقی نباشه/
یه روز خواستیم جدا بشیم، بریم خیلی ساده/این بارون چشمام تمومی نداره/
آخه دلم برای تو یه بیقراره/گفتی نمیخوامت عاشقت نمیشم /
گریه هاتم دیگه برام فایده نداره/دیدی که عاشقت کردم/خودت گفتی که فکر نمی کردم/
این جوری عاشقت بشم/ولی دیدی که عاشقت کردم/اما من واسه تو می مردم/
دوستم نداشتی غصه می خوردم/آخرش دل تو رو بردم/گفتی منو می خوای چیکار/
تنها برو هر جا می خوای..برو/وقتی که می رفتیم با پای پیاده/گفتی فقط یادت باشه یه دوستی ساده/
هیچ حسی نباشه ، هیچ عشقی نباشه/یه روز خواستیم جدا بشیم، بریم خیلی ساده/
واسه تو می مردم ،غصتو می خوردم/یواشکی عکستو با خودم می بردم/تا صبح میشستم کنار عکست/بیدار می موندم، غصتو می خوردم/دیدی که عاشقت کردم/
خودت گفتی که فکر نمی کردم/این جوری عاشقت بشم/ولی دیدی که عاشقت کردم/
اما من واسه تو می مردم /دوستم نداشتی غصه می خوردم/آخرش دل تو رو بردم/
خوبی؟ باز من اومدم . همون مزاحم همیشگی . میگی چی شده؟ از من می پرسی؟
اومدم ازت بپرسم .............چیو می خوای بهم ثابت کنی؟هان؟ چیو می خوای ثابت کنی؟
خودتم می دونی من همیشه بازنده ام . پس لازم نیست بهم ثابت کنی . من تو همه جا بازنده ام .
بگوووووووووووووووووووووووووووووو خدا جون بگوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
چیو می خوای بهم ثابت کنی
چیوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
دوستای عزیزم سلام
امروز دعوتتون کردم به یه جشن کوچیک. ۲۰ سال پیش در چنین روزی در حوالی میدان ازادی تهران جوانی متولد شد(البته اون موقع نوزاد بود) که نامش احسان نهادند که هنوز هیچ کس حتی خالقش هم نتونسته اونو درست بشناسه . اصولا ادم اروم و منطقیه ولی نزدیکاش بهش می گن تو حرف زدن بلد نیستی !!!چون همیشه دعوا راه میندزی !!متاسفانه یا خوش بختانه ادم احساسیه ولی اصولا از روی عقل ومنطق تصمیم می گیره . زود با ادما صمیمی میشه و باهاشون گرم می گیره . آدم قابل اعتمادیه و سعی می کنه اینجوری بمونه ولی متاسفاه زود به ادما اعتماد می کنه ویه بار بهمین خاطر ضربه ای خرد که شاید یه قیمت از دست رفتن بزرگترین هدف زندگیش تموم شه .تو دنیا از سه تا چیز بیزاره .اولیش دروغه ...فوق العاده از اون بدش میاد .دومی بیکاریه...تو زندگیش سعی کرده همیشه مستقل باشه و سعی میکنه به کسی احتیاج پیدا نکنه و سومیش...از نظر اون نفرت برانگیز ترین چیز توی دنیا پوله...پ...و.....ل.....چیزی که به خاطرش ادما خیلی چیزا رو فراموش می کنن و واقعا اونو ناراحت می کنه .حتی می تونه محکم ترین دوستیارو از بین ببره . ولی مجبوره واسه بدست اوردنش همزمان با دانشگاهش کار هم بکنه....همونطور که گفتم ادم احساسییه ولی از نظر مادرش اون سنگدل ترین و بی عاطفه ترین موجود روی زمینه(قضاوت با شماست!!)
سیاسی نیست و از اون خوشش نمیاد ولی نمی دونم چرا همش تو کارای سیاسیه!روزنامه ی ورزشی رو خیلی دوست داره و ارزو داره واسه یه روزم که شده تو یه روزنا مه ی ورزشی کار کنه . هنر رو خیلی دوست داره ولی نمی دونم چرا سر از ریاضی و نقشه برداری در اورد ؟موزیک زیاد گوش میده ولی از نوع سنتی و راک اون متنفره . فکر نمی کنم نیازی به گفتن داشته باشه ولی دیوونه وار هنگامه رو دووست داره چون با اهنگاش احساس خاصی بهش دست میده .قشنگترین اهنگایی که تو زتدگیش شنیده "یا تو یا هیچ کس دیگه" هنگامه و "مگه میشه" گروه آریان بوده . از نظر اون فیلم فقط فیلم ایرانی و بازیگرای مورد علاقه اش هم خاطره حاتمی و حمید گودرزیه .تلویزیون رو زیاد دوست داره ولی اصلا نمی تونه و اسه چند ساعت مداوم تو خونه بمونه . دیوووووووونه ی فوتباله و عاشق پرسپولیس ُمنچستر و کریستیانو رونالدوست . شاید اگه فوتبال رو ادامه میداد الان به یه جایی رسیده بود . غم فصل پاییز رو خیلی دوست داره . بینهایت لجباز و یه دنده است و دوست داره همیشه حرف حرف خودش باشه .قبل از این که اتفافایی تو زندگیش بیفته ادم خودخواه و جاه طلبی بود ولی الان دیگه اینجوری نیست .
یه اعتقادایی تو زندگیش داره که همیشه بهش پایبنده و واسه ارزش انسانی ادما ارزش فوقالعاده ای قائله و هرگز و هرگز وهرگز دوست نداره از بین رفتنشو ببینه .همیشه دوست داره خودش موفق بشه نه با کوچیک کردن بقیه .تو زندگیش سعی می کنه همیشه نیمه ی پر لیوان ببینه حتی اگه تو لیوان فقط یه قطره اب باشه . ادم خیلال پردازیه ولی با خیال زنگی نمی کنه . فوق العاده بد شانسه واینم از بدشانسیشه که انقده بد شانسه . حس شیشمش حرف نداره . به ظاهر و قیافش خیلی اهمیت می ده و اسه همین نزدیکاش زیاد سرزنشش می کنن . به اعتقادات مذهبیش پایبنده و اونا رو از دست نمیده . با هر جور ادمی مث خودشه واسه همین nجور ادم اونو باnجور شخصیت می شناسن . یه کوچولو پر خوره ویه کوچولوتر پر رو .
از دار دنیا فقط یه چیز داره اونم اعتماد به نفس زیاده .سعی می کنه خواسته هاشو بدست بیاوره .....همیشههههههههههههههههه
ولی در کل ادم بدی نیست . .اما همون جور کمه گفتم هنوز هیشکی نتونسیه اونو بشناسه . شما هم زیاد سعی نکنین چون موفق نمیشین . راستش می خواستم واسه امروز یه کار نو بکنم و یه بیوگرافی از این دردسر بهتون بدم
.....دیدیم هیشکی ما رو تحو.یل نمیگیره گفتیم خودمون خودمونو تحویل بگیریم![]()
احسان جان عزیزم تولدت مبارک
ehsan jan :my dear
happy your birth day with best wishes![]()
و در پایان خواستم یه جمله یادگاری بهتون بدم...
هیچ وقت تو زندگیتون ناامید نشین حتی اگه همه ی دنیا جلوتون وایساد همیشه یادتون باتشه ...
در انتهای کوچه ی بن بست هم راه اسمان باز است
و یه جمله هم می خوام به...................به.........................به.................................
به............................
به خودم بگم
سعی کن واسه عشق غرورتو کنار بذاری...سعی کن
دوستون دارم...........................یا علی..................................
امروز اومدم واست بنویسم . بگم خیلی خوبی....همین.....نمی دونم چه جوری و به چه زبونی باید خوبیاتو جبران کنم...یعنی من لایق این همه خوبی هستم؟خدایا کمکم کن سر بلند باشم....یعنی
نا امیدت نکنم....یا بهتره بگم نا امیدش نکنم....فقط همین....اومدم بگم باور کن من اون ....هیچی بگذریم...فقط امیدوارم موفق باشی و از ته ته ته قلبم واسه موفقیتت دعا می کنم...حتما حتما....یادت باشه .................تو می تونی..........................
به خودش توکل کن و هر چی می خوای ازش بخواه حتما بهت می ده ...اونم با این دل صاف و ساده . پر مهر تو..........................خیلییییییییییییییییییییییی بزرگی.....خیلییییییییییییییییییییییییی...............
همیشه واسم بزرگ باش بزرگ زندگی کن و بزرگ باااااااااااااااااش....مث الان.....و مث همیشه
اینا فقط یه گوشه از احساس من بود و یه تیکه ی خیلی خیلی خیلی کوچیک واسه جبران خوبیات
قربانت................................................بای........................................................................
وقتی زمین دلش می گیره آتشفشانهاش فوران می کنه....وقتی جنگل دلش می گیره زرد میشه....
وقتی کوه دلش می گیره برفاش قطره قطره آب میشن...اما...............
وقتی آدم دلش می گیره اشکاش مث بارون جاری میشن...تو دریای قلبش توفان به پا میشه....
وجودش مث آتفشانی مذاب می جوشه...روحش زرد و قامتش قطره قطره آب میشه..............
خدایا کاری کن که دل هیشکی نگیره
ببین چه کردی با من که منکر تو و عشقت میشوم !ببین چه کردی با من که منکر تمام نیازهاو عاشقانه هایت میشوم.منکر تمام لبخندهایم ونگاههای گاه و بیگاه دزدانه ات میشوم.نه...نه..."من هرگز عاشق نبوده ام!"این جمله را هزاران بار با خودم گفته ام:من هرگز عاشق نبوده ام
تمام این خاطرات تنها یه احساس کوتاه و بیهوده بود؟؟؟ببین چه کردی با من که در جواب تمام پرسش هاونگاههای منتظر اینگونه خود را ارام میکنم.
نه...نه...من هرگز عاشق نبوده ام"!
هرگز عاشق نشو اگه شدی مجنون باش
هرگز.......چون دوست داشتن خیلی خیلی خیلی برتر ازعشقه...خیلی
"عشق جوششی هست کور و پیوندی از روی نابینایی ولی دوست داشتن از روی شناخت و اگاهی".
عاشق كسي نباش ولي اونو عاشقانه دوست داشته باش.فقط دوسش داشته باش.فقط...................
دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا بلندترین قله ی عشق های بلند پایین نمی اورم.
خدايا مرا تا بلندترين قله هاي عشق پايين نيار.ازت خواهش ميكنم.
چه قدر سخته تو چشای کسی که همه عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به دلت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت باشی حس کنی که هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته که سرت روباز به دیواری تکیه بدی که یه بار ریز آوار غرورش همه وجودت له شد
چه قدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بهش بگی
چه قدرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک تمام گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری
صد بار تو خودت بشکنی وبعدآروم زیر لب بگی "گل
من باغچه ی نو مبارک"
لعنت به این قانون....لعنت به این زندگی.....لعنت به این دنیا....لعنت به این روزگار....
لعنت به هر چی عشق یه طرفه است.....لعنت به من ....لعنت به من....لعنت به من
لعنت به م.....................................................ن
و..........................
بالاخره تموم شد
ولی من هستم
The end
سلام بچه ها!
امروز سر نوشت سازترين روز زندگيمه..........تو رو خدا دعام كنين
خدايا كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن....
كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن...........
كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن...........
كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن.... كمكم كن....كمكم كن............
سلام بچه ها!
یکی از دوستای گلم منو به یه بازی قشنگ دعوت کرد
من که خیلی خوشم اومد
قانونا باید 5 نفر رو دعوت کرد
ولی من می خوام 10 نفر رو دعوت کنم.....اونایی که به این بازی دعوت میشن 5 تا از ارزوهای قشنگشون رو بنویسن .................اینا ارزوهای منه................
-کاش همه ی کاشها یه روزی به حقیقت برسه
-دوباره دیدن ضریح امام رضا
-خوش بختی یکی از عزیزترینام....که خیلی واسم مهمه(و اندازه ی خواهرم دوسش دارم)
-از خدا نمی خوام اونی که می خوام مال من باشه ...نه ...می خوام اونی که به صلاحمونه اتفاق بیفته
-آدم شدن..........(اون چیزی که خودم می خوام و خودش)
حالا 10 نفر رو به این بازی دعوت می کنم
1-دوست دارم(فاطمه ی گلم)...2-هنگامه تو بهترینی(رضا)...3-بندگی(یه بنده)...... 4عبرت(امیر) 5- بوسه ی دل(آیلار)...6-ارزوهای قشنگ(مونس)....7-ساده باشیم(امیر)
8-دل که به جاده ها میسپرد کسی اونو صدا نکرد(غریبه ی اشنا)....9-دلتنگیهام(ریکاردو)
10-آن سوی بی سو(دل شکسته)
نظر سنجی هم یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به عشق تو گرفتارم/در این دنیا تو رو دارم /تو رو تا جون به تن دارم/دیگه تنهات نمی ذارم
من قصه گوی عشقم تو بهترین کلامی/ قشنگترین خیالی که هر نفس باهامی/وقتی تویی کنارم آسمونا بیرنگه / میام به دیدن تو دنیا با تو قشنگه............/ برای دیدن تو دست می گیرم فانوس ماه /طلسم راهو می شکنم / می گذرم لز شب سیاه/ به گوش کوه و در و دشت / اسمتو فریاد می زنم / تا هر جا هستی بشنوی / که تنها عاشقت منم/
برای دیدن تو ثانیه هارو می شمرم / برای دیدن تو من از یه دنیا دل می برم / برای دیدن تو هزار بار
می میرم /برای دیدن تو دوباره من جون می گیرم/
برای دیدن تو دست می گیرم فانوس ماه /طلسم راهو می شکنم / می گذرم لز شب سیاه/واسه دوباره دیدنت
میشم گل اقاقیا/ تازیر پاهات بمیرم / پر پر میشم تو قصه ها / برای دیدن تو....
برای دیدن تو ثانیه هارو می شمرم / برای دیدن تو من از یه دنیا دل می برم / برای دیدن تو هزار بار می میرم /برای دیدن تو دوباره من جون می گیرم/
برای دیدن تو ثانیه هارو می شمرم / برای دیدن تو من از یه دنیا دل می برم / برای دیدن توکه شهسوار عشقی ثانیه ها رو میشمرم من از یه دنیا دل می برم
...برای دیدن تو...
hengameh
محبوب من :اگر برای ان به سوی تو می آیم که مرا از شعله های دوزخ نجات بخشی/بگذار در انجا بسوزم واگر برای آن بسوی تو می آیم که لذت بهشت را به من بخشی/بگذار که درهای بهشت به رویم بسته شود.اما اگر به خاطر" تو" بسویت می آیم /متبرکم کن تا در کنار زیبایی جاودانه ات تاابد لانه کنم
خداوندا مرا موهبت آن عطا کن که همیشه گرفتار باشم/ ودر همه ی گرفتاریها "تو" در کنارم باشی/بدین ترتیب اگر گرفتاری یک لحظه مرا رها نکند/ در همه ی اوقات "تو" را در کنارخویش دارم.................................
در ضمن نظر سنجی یادتون نره ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
.....حتما تا اخرش بخونین....
بعد چند روز از زیباترین روزای عمرم به تهران بر گشتم....واااااااااای که چقدر این سفر بهم خوش گذشت..
کاش همتون اونجا بودین و حس می کردین زیبایی این حس قشنگو....
یه حس رویایی و وصف نشدنی.....و چقدر خدا احسانشو دوست داشت که کاری کرد تا تو این شلوغی مشهد من برم اونجا.....یعنی این لیاقتو داشته باشم که امام رضا منو دعوت کنه خونش.......
جاتون خالی ....یه حس غریبی بود که تا حالا تجربش نکرده بودم و واسه بار اول بود که اونو حس می کردم....و حاظرم چند سااااال از عمرمو بدم تا دوباره اونو از نزدیک حس کنم..........و چقدر زیبا بودو رویایی................
آره رویاااااااااایی......کاش بودین و میدین که همه ی ادما چه پسر چه دختر چه پیر چه جوون...از هر نژاد و شهری و با هر اعتقادی چه جوری خالصانه و از ته دلای پاکشون اسم قشنگشو فریاد می زدن....و دیدن صورت پر از اشکشون چه حسی به ادم میداد............چه زیبا بود و رویایی
و من چقدررررررررر جلوی اون نیتای صاف و خالصانه کوچیک بودم... ولی می تونستم قشنگیشو حس کنم....واااای خدای من...ازت ممنونم که این فرصتو به من دادی....شاید دیگه نتونم و این فرصت گیرم نیاد که اون بزرگو ببینم و فقط چند قدم باهاش فاصله داشته باشم و از ته ته ته دل شکستم واسه خودم وخودت دعا کنم.........واسه همتون دعا کردم ..چه اونایی که بیشتر می شناختمشون و حاجت دلاشونو می دونستم چه بقیه..........و اخر سر از همه هم واسه خودم و خودش........
از امام رضا نخواستم که اونی که می خوام فقط مال من باشه.......نه.........
ازش خوش بختیو موفقیت اونی رو خواستم که واسم خیلی مهمه و دعا کردم به همه ی ارزوهای دل پاکش برسه و واسه خودم دعا کردم که اونی که به صلاحمه اتفاق بیفته..........آخ آخ دوباره مطالب وبلاگم خصوصی شد.........بگذریم......به هر حال همه چی این چند روز پر از خاطره های قشنگ و فراموش نشدنی بود.........امیدوارم که قسمت همتون بشه........امیدوارم که قشنگی با او بودن رو حس کنین
.................................................یا علی...............................................................


